تبليغاتX
حسنی سعادت - فاطمه رجبی: من دانشجوی ستاره دار دولت ميرحسين موسوی هستم!
 

  فارسي    العربيه   English  RSS 
جستجو: 

فاطمه رجبی: من دانشجوی ستاره دار دولت ميرحسين موسوی هستم!

 گفتگو/ شماره مطلب: 705

من حالا همین جا هم میگویم من به عنوان یک زن مسلمان مقاله ای هم نوشتم كه من یک دانشجوی ستاره دار دولت موسوی هستم. دولت موسوی من را در کارشناسی ارشد سال 67 كه قبولی کتبی شدم را به دلیل این که هم خط و هم جهتشان نبودم مردوده اعلام کردند. کاش آقای رییس جمهور از این موضوع اطلاع داشت و آن شب که بهشان می‌گفتند دانشجوی ستاره دار، فاطمه رجبی را می گفت.

بله! اين كاملن مقبول است كه در روزگار ما اين ناياب كه نه اما كم‌ياب است؛ حضور در عرصه‌ي سياست با آگاهي و البته عدم تكيه بر جاي‌گاه و مقام هم‌سر براي يك زن و نه تنها در روزهاي داغ انتخابات و هم‌راه شدني متناسب با اين زمان، بلكه در اكثر حوادث تاريخي-سياسي كشور، آن‌هم با وجود هجمه‌ي سنگين مخالفت‌هاي تند مستدام، يقينن متكي به آرمان‌هايي است كه فراتر از زمان و آدم‌هاي جاري در آن، شكل گرفته است. و در روزگار ما فاطمه رجبي از جمله‌ي اين زن‌هاست.

روزهاي پرشور و تب دهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري را بهانه‌اي قرار داديم براي هم‌صحبتي با نويسنده‌ي كتاب «احمدي‌نژاد؛ معجزه‌ي هزاره‌ي سوم». زني كه در سال‌هاي گذشته‌ي دولت نهم، بيش‌تر تحليل‌ها و نوشته‌هايش مربوط به عمل‌كرد اين دولت بوده است؛ گر چه فاطمه رجبي معتقد است هميشه مدافع دولت نبوده است و در مواردي نيز به شدت منتقد هم مي‌شده است... با او در حالي كه دو روز از مناظره دكتر احمدي‌نژاد و مهندس ميرحسين موسوي گذشته بود؛ از گذشته پرسيديم و اين‌روزهاي رنگي و صدالبته از سياست!
و راستي اگر او از منظر برخي از معاندين انقلاب اسلامي و حتا برخي از دوستان داخلي(!)، در عرصه‌ي سياست مقبول نيست؛ اين‌همه جوابيه و پردازش‌ها به نوشته‌ و تحليل‌هاي او حكايت از چه مي‌تواند داشته باشد؟!
***
*به طور قطع اگر کتابی قرار باشد بنویسم باز هم «احمدی نژاد معجزه هزاره» سوم را خواهم نوشت.
 
*احمدي‌نژاد فنای فی الله شد، فنای در راه مردم شد؛ مردمی که خداجو هستند. از آن‌طرف موسوی هم فنای مافیای قدرت و ثروت شد.
 
*یک کودتا به نظر من در شرف وقوع است. کودتایی که اساس نظام را در نظر دارد از بين ببرد، از طرف همان مافیایی که منافع خودشان را، منافع نظام می‌خوانند.
 
*هر وقت خواستیم علیه منافع به غارت رفته ملت توسط این صاحبان منافع، حرف بزنیم خودشان را با نظام یکسان دیدند و گفتند شما نظام را تخریب می‌کنید.
 
*فکر نمی‌کنم هیچ آبرویی داشته باشند و هیچ سندی داشته باشند که در دفاع از خودشان نشان بدهند
 
*می‌گویند گناه کردید اسم آن ها را آوردید ولی خودشان به گناه قانون ستیزی بیشتر روی می آورند. در جایی که نامزد ریاست جمهوری حضور ندارد در مناظره دیگری ایشان را تخریب می‌کنند.
 
*من بارها گفتم نه با دولت آمدم نه با دولت می‌روم.
 
*بعضی ها اسلام‌شان را با انقلاب آوردند ولی من این جور نبودم من یک خانواده روحانی داشتم.
 
*این حرکات که آقای موسوی و همسرشان انجام می دهند به سبک حرکات کمونیست های اول انقلاب است و در درجات خفیف‌تری منافقین انجام می‌دادند.
 
*آقاي موسوي با تکبر و نخوت و از همان فرهنگ آقای هاشمی می‌گویند: خانم من بزرگترین زن روشنفکر ایران است. چه کسی همچنین درجه ای به ایشان داد؟!
 
*دولت موسوی من را در کارشناسی ارشد سال 67 كه قبولی کتبی شدم به دلیل این که هم خط و هم جهت‌شان نبودم مردوده اعلام کردند.
 
*در هر صورت من چه دولت رای بیاورد چه نیاورد؛ علیه مافیای قدرت و ثروت تا آخرین نفس، تا وقتی که به چوبه دار نسپردنم حرف خواهم زد!
 
***
چهار سال گذشت، اگر قرار باشد کتابی بنویسید در باب دولت نهم باز هم  «احمدی نژاد معجزه هزاره سوم» را و با همین عنوان می نویسید ؟
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.
به طور قطع اگر کتابی قرار باشد بنویسم باز هم احمدی نژاد معجزه هزاره سوم را خواهم نوشت به خصوص تاکید بیشتری خواهم کرد روی معجزه گونه بودن انتخابات آن دوره. به دليل شرایط سخت و وحشتناک و بی نظیری که هم در ایران و هم فکر می‌کنم در جهان در دوره آقای احمدی نژاد علیه ایشان به وجود آمد از طرف همان مافیای قدرت و ثروتی که گفتم و الان تاکید می کنم و اضافه می‌کنم این بخشي از اين مافيا خوش‌بختانه به وسیله خود رییس جمهور در یک عملیات شهادت طلبانه در تلویزیون افشا شد و الان اگر بخواهم بنویسم با جو تخریبی غیراسلامی که هیچ، غیر انسانی که علیه ایشان به وجود آمده است آن‌هم به جرم این که رییس جمهوری بود که خارج از حلقه مافیا بود و یك مقدار هم توانست مافیا را تکانی از سر جایشان بدهد و البته به خاطر استحکام ریشه مافیا، بیشتر از این هم نتوانست کاری بکند. و اگر الان بخواهم بنویسم قطعا تاکید بیشتری بر احمدی نژاد معجزه هزاره سوم خواهم داشت. به ویژه پس از مناظره دو شب گذشته.
این مافیای قدرتی که آقای احمدی نژاد در طی این چهار سال در موردشان صحبت‌می‌کردند، همان افرادی بودند که در مناظره با آقای میرحسین موسوي نام بردند؟
این سوال باید قطعا از خود ایشان بشود، من نمی‌توانم بگويم؛ چون هم نمایندگی از طرف ایشان ندارم و هم واقعا نمي‌توانم ضمیر ایشان و اهداف و انگیزه هاي‌شان را بگویم. من به سهم خودم می‌گويم آن مافیایی که من چهار سال گذشته اسم بردم بعضی از رئوسش این‌ها بودند.
حالا که بحث مناظره پیش آمد، شما خودتان چطور تحلیل می‌کنید مناظره را؟
من فکر می‌کنم دو طرف در یک عملیات ظاهرا مشابه به سر نهادند. آقای احمدی نژاد از چهار سال پیش در یک عملیات شهادت طلبانه، استشهادی به صحنه آمد. او می دانست روند سی ساله گذشته اجازه ورود کسی، خارج از روند مافیا را به کسی نمی‌دهد و همانگونه که گفته و ما به عنوان هوادارانش برداشت کردیم؛  فقط عنایات امام زمان و من تاکید میکنم صریحا؛ ماموریتی که خداوند به هر یک از بندگانش داده بر اساس تکلیف، وارد صحنه بشوند، احمدی نژاد این تکلیف را به گونه ای ویژه به کار برد و وارد عرصه شد خب او می دانست که عملیات از چهار سال پیش شهادت طلبانه است. در این چهار سال، همینگونه بود.
مناظره آن شب این رفتار استشهادی را با یک ویژگی و در اوج خودش نشان داد، احمدی نژاد در یک انفجار استشهادی وارد عمل شد و توانست یک قداست مافیایی، نه قداست واقعی را در هم بشکند، قداست مافیایی که قداست ها رو زیر پا گذاشته بود؛ قداست معصوم، قداست اسلام، قداست قرآن، قداست روحانیت و تاریخ شیعه، همه را زیر پا گذاشته بود و همه را فدای قدرت و ثروت خودش کرده بود.
احمدی نژاد این را منفجر کرد. و بازتاب اين انفجار را شما ببینید در میان ملت چگونه بود؛  آن شب که تا صبح مردم ایران که تقریبا از شهرهای مختلف به ما زنگ زدند اصفهان ، مشهد، اهواز ، شیراز، قم. قم مرکز تشیع تا صبح در خیابان ها شادی کردند یعنی بغض فرخورده سی ساله ملت بود که احمدی نژاد با یک عملیات استشهادی به آن وارد شد. میرحسین موسوی هم با یک عملیات انتحاری وارد شد. من واقعا می‌خواستم از اول بنویسم میرحسین در یک عملیات انتحاری وارد شده است، گفتم شاید تا آخر مناظره، مرزهای ناجوان­مردی را دنبال نکند ولی ایشان اين كار را کرد و ناجوان­مردانه به عملیات انتحاری دست زد آن‌هم برای حفظ و بقای مافیای قدرت و ثروت.
 خب هر دو در یک عملیات ظاهرا فنایی، احمدی نژاد فنای فی الله شد، فنای در راه مردم شد، مردمی که خداجو هستند. نه هر مردمی، نه مردمی که دنبال فساد و بی بند و باری هستند و در جناح مقابل مقابل احمدی نژاد قرار گرفتند، از آن‌طرف موسوی هم فنای مافیای قدرت و ثروت شد، من فکر می‌کنم نتیجه­اش هم واکنشی بود كه در جامعه روي داد، من کاری به نتایج آرا ندارم. آن چیزی که می بینیم اين است كه مومنین، متدینین، ستم­کشیده‌گان و متنفرین از مافیا و آن هایی که واقعا اين مافيا را می‌شناختند ولی راهی برای بروز نداشتند، شب‌ها تا صبح در خيابان هستند. حتی دیشب به ما زنگ زدند ساعت 2 نیمه شب که مردم تهران و جاهای دیگر در خیابان‌ها هستند و این یعنی هواداری از کسی که صدای ملت بود و البته واکنش طرفداران موسوی هم منفعلانه و بدون هرگونه شعاری در ارتباط با صداقت و اطمینان به نماینده‌شان بود یعنی واکنش افراد شکست خورده ای بود که برای حفظ منافعشان فقط می‌توانند در صحنه بیایند یا می توانند درگیری ایجاد کنند درگیری فکری و فحاشی، هیچ واکنشی نداشتند حتی تمام کشور را به ما اطلاع دادند و یا خودمان شاهد بودیم یک شعار حمایتی نداشتند بدهند یعنی همه چیز را از دست دادند یعنی فقط سوت بزنند و کف بزنند و فحاشی بکنند همین، چیز دیگری نداشتند.
صحبت‌هاي شما تنها اشاره داشت به دو طرف مناظره و واكنش مردم؛ نظرتان در مورد واكنش رسانه‌هاي مخالف داخلي و خارجي كه اكثرن تخريب مناظره بر عليه احمدي نژاد بود؛ چيست؟
اما خبرگزاری ها، بله! اين جنگ روانی است. باید خدا را شکر کنیم که این دو روز روزنامه‌ها تعطیل بودند. این‌ها همه سر در آخور مافیا دارند، وقتی رییس جمهور می‌گويد چندین هزار تیتر ضد دولت وجود دارد كه «آقا» یک بار به عنوان لجن پراکنی مطبوعات و رسانه‌ها از آن‌ها نام بردند، این یعنی که آبرویی برای رسانه های اطلاع رسانی نمانده، این ها واقعا نشان دادند که منافع‌شان با منافع مافیا گره خورده و یا اجیر مافیا هستند، قبل از آمدن شما یکی از بستگان من از انگلیس زنگ زد، با بغض می‌گفت که من رایم آقای احمدی نژاد هست و آن مناظره را که دیدم واقعا برایم همه چیز بیش از گذشته ثابت شد ولی هر چه نگاه می کنم رسانه های بیگانه و داخلی همه یکسان دارند علیه آقای احمدی نژاد کار می‌کنند. خب این ها معلوم است که دست داخل با خارج در کار است و یک کودتا به نظر من در شرف وقوع است. کودتایی که اساس نظام را در نظر دارد از طرف همان مافیایی که منافع خودشان را، منافع نظام می‌خوانند و شما می‌بینید که چه من به عنوان یک کارشناس آزاد و چه آقای احمدی‌نژاد به عنوان رییس‌جمهور قانونی با رای بسیار بالا، هر وقت خواستیم علیه منافع به غارت رفته ملت توسط این صاحبان منافع، حرف بزنیم خودشان را با نظام یکسان دیدند و گفتند شما نظام را تخریب می‌کنید! یعنی این ها نظام شدند و نظام را واقعا سیاه کردند. نظام از اعمال این ها سیاه شده است، و الان هم دنبال جنگ روانی هستند اصلا به نظر من این ها می‌خواهند نگذارند انتخاباتی صورت بگیرد چون نتیجه انتخابات را احتمال می‌دهند و طبیعی است قبل از این که آقای احمدی نژاد یک همچنین عملیات استشهادی بکند دنبال این بودند و الان هم که بارقه اش را دیدند دنبال این هستند.
در حال حاضر آن‌چيزي كه بيش‌تر از همه ذهن مردم را مشغول كرده است شايد اين باشد كه افرادي را كه آقاي احمدي‌نژاد با صراحت از آن‌ها اين‌گونه نام بردند بعد از اين، چه نوع برخوردي با ايشان خواهند داشت، به عبارتي پيش‌بيني شما از عمل‌كرد اين افراد چيست؟
 خب اینها بی آبرویی خودشان را می دانستند. می دانستند در برابر ملت هیچ آبرویی ندارند حتی مدافعان‌شان كه  یک عده بی آبروتر از آن ها هستند که در یک دزدی‌های حلقه‌ای دست و پا می‌زنند که نگه دارند. حالا چاره ای نیست كه یکی از این ها بیایند از حیثیت نداشته خودشان دفاع کنند در يك مناظره با آقای احمدی نژاد. حتی من یک بار از آقای هاشمی خواستم وقتی این همه فساد می کردند که بیاید مناظره با من بکند منی که هیچ گونه سند هم دستم نیست و من به عنوان نماینده گروه هایی از ملت بگویم بهشان که ملت از دست تو به ستوه امده اند از دست مسائل خانوادگیت از دست خودت، وجود تحمیلی خودت به نظام. و حالا هم یک راهش این است که مناظره بکنند حالا یا با شخص آقای احمدی نژاد یا با هر کس که آقای احمدی نژاد از طرف خودشان نماینده می‌کنند این که بروند پشت سر و با حرکات مافیایی و دروغ پردازی بخواهند وارد عمل بشوند یک حرکات موذیانه تر و ضد انسانی تر از آن سی سال گدشته است. فکر نمی‌کنم هیچ آبرویی داشته باشند و هیچ سندی داشته باشند که در دفاع از خودشان نشان بدهند. مگر این که مثلا مثل شاهکاری که دیشب آقای محسن رضایی و موسوی کردند که خلاف قانون، قانون ستیزانه و ناجوانمردانه در دفاع از هاشمی و خاتمی و ناطق که اسناد فسادشان را  آقای رییس جمهور ارائه می کند و یک ملت می دانند، می گویند گناه کردیم اسم آن ها را آوردیم ولی خودشان به گناه قانون ستیزی بیشتر روی می آورند در جایی که نامزد ریاست جمهوری حضور ندارد در مناظره دیگری ایشان را تخریب می‌کنند، اگر منطق داشتید و یا دلیل داشتید باید در همان مناظره به کار می بردید. و فکر نمی‌کنم واکنش اين رسانه‌ها نتيجه‌ي منفي در جامعه داشته باشد مردم بالاخره هر چند که ممکن است خدایی نکرده مثل مردم کوفه شوند که شمشیرهایشان برای یزید باشد و دل هایشان با احمدی نژاد اما در دلشان در هر حال احمدی نژاد به عنوان یک قهرمان شهادت طلبانه مبارزه با فساد در تاریخ ثبت خواهد شد.
با همان مناظره دیگر؟
بله! با همان مناظره. حتا  اگر هیچ چیز دیگر و هیچ اتفاق دیگري هم كه رخ ندهد.
و اما رسانه‌هاي موافق دولت؛ چرا با توجه به این که شما برخلاف آن چیزی که دولت انجام می‌دهد، هیچ وقت صحبتی نکردید ولی باز  شنيده می‌شود‌  که حرف های  فاطمه رجبی باعث تخریب دولت می‌شود؟
اول من قسمت اول سوال شما را جواب بدهم که نه این­طور هم نیست. من راجع به مشایی سه مقاله نوشتم و دو مقاله را تا آنجایی که یادم هست توانستم در زمان خودش منتشر کنم یکی راجع به دوستی مردم اسراییل که گفته بود، یکی هم راجع به سخنرانی که راجع به اسلام کرده بود و مقایسه کردم با آخرین سخنرانی آقای خاتمی و گفتم شما  نفوذی اصلاح طلبان هستی در دولت احمدی نژاد.
 بنابراین با همان ادبیاتی که علیه مخالفان احمدی نژاد می نویسم با همان ادبیات علیه این آدمی که بالاخره در دولت مشخص شد که نفوذ دارد هم مي‌نويسم يا عليه جهرمی.
من یک مبنای گفتمانی دارم و بر اساس آن مبنای گفتمانی سی سال هست که حرف می‌زنم، سخنرانی می‌کنم، دفاع می‌کنم. فرق نمی‌کند روبروی من گروه‌های ملحد کمونیست باشند، منافقین باشند یا مافیای قدرت و ثروت که متاسفانه علیه این نظام بر آمده‌اند و علیه نظام موضع گرفتند و حاضرند این نظام را از پا دربیاورند و ده برابر منافقین و ملحدین و کمونیست ثروت به یغما برده از این نظام براشان حفظ بشود.
 بعضی موارد بوده که می‌خواستم موضعی بگیرم اما جو تخریب و آلودگی عليه دولت آنقدر زیاد بوده که اصلا مجال نداده است. يعني من مي‌گفتم این دولت بتواند یک نفسی بکشد و از این جو بیرون بیاید؛ خود دشمن، -من «مخالف» نمی‌گویم، می‌گویم «دشمن»- باعث شد من یک مقدار سکوت کنم یا مثلا حرف‌هايم را تاخیر بيندازم. شما می‌بینید هیچ فرصتی به ما داده نشد که ما بتوانیم این کار را انجام بدهیم. بخش دوم سوالتان اطراف دولت بود؛ من با اطراف دولت کار ندارم ، من بارها گفتم نه با دولت آمدم نه با دولت می‌روم. یك افرادی بله با هر دولتی، با هر رییس جمهوری، مثل قارچ از زمین بیرون می‌آیند و رشد می‌کنند و اطرافیان اين  دولت هم بعضی‌هایشان مثل همان‌ها هستند. با این دولت ظهور کردند، متولد شدند و حالا ان‌شاءالله که آقای احمدی نژاد می‌ماند وآن ها می روند؛ این ها مقطعی هستند، هیچ گونه ریشه‌ای در فرهنگ و گفتمان ندارند و متاسفانه رییس جمهوری مثل احمدی نژاد از همین آدم ها ضربه می‌خورد. باز هم مي‌گويم؛ من آدمی نبودم که با آقای احمدی نژاد بیایم و با دولت او تمام بشوم این آدم ها معلوم است كه  آدمی مثل من را تحمل نمی‌کنند.
پس شما را در واقع نمی‌توانیم جزء هیچ کدام از گروه های سیاسی موجود بدانیم، ضمن این که شما فرمودید مبنای خاصی دارید؛ کمی راجع به این مبنا توضیح می فرمایید؟
خوشبختانه در این چهار سال عدالت برقرار شد آنقدر که «چپ» من را تخریب کرد، «راست» هم تخریب کرد. به خاطر همین من همیشه در نوشته‌هایم می‌گویم «راست ناراست» و «چپ منحرف». در این ها راستی وجود ندارد و در آن چپ هم انحراف وجود دارد. مهم نیست که لباس روحانیت بر تنشان باشد یا نباشد، سیادت داشته باشند يا نداشته باشند آن‌هم سیادتی که الان شد رنگ سبزی که من مي‌گويم به رنگ لجن. یک آقایی هم هست متاسفانه لباس دین تنش است و سید است و مدام علیه من حرف می زند و این ها نمونه‌های فاسدی را برجای می گذارند و لکه های سیاسی را در تاریخ اسلام می گذارند که همچنین آدم هایی نه تنها زن‌ستیز هستند بلکه تفکرستیز، هستند که اجازه نمی دهند کسی خلاف میل آن ها حرف بزند.
مبنای من گفتمان اسلام هست. آن چیزی که وقتی علیه آقای محتشمی پور نوشتم که به آقای مصباح اهانت کرده بودند؛ نوشتم که شما عمر اسلامتان به درازای سی سال جمهوری اسلامی هست این یعنی بعضی ها اسلامشان را با انقلاب آوردند ولی من این جور نبودم من یک خانواده روحانی داشتم علاوه بر پدرم که خب خیلی­ها می شناسند اجداد ما علامه مجلسی هست، وحید بهبهانی هست و من در آن کتاب «پدرم، علامه دوانی» نوشتم که حالا شاید ویژگی خاصی خدا به من عنایت کرد پدرم با نام این بزرگان من را تربیت کرد. نمونه اش را در آن جا گفتم از زنان و مردان این خانواده برایم می‌گفتند و اصلا اینطور بار آمدم.
گفتمان ما گفتمان ریشه‌ای است. گفتمان اجتهادی است. گفتمان تشیع است. گفتمان روحانیت است. من به این مبنا اعتقاد دارم گفتمان امام زمانی است، هر انگی می خواهند بزنند، فاسدها و مفسدها بزنند و من از کودکی در آرزوی این بودم و در 27 سال جمهوری اسلامی این آرزو اصلا برآورده نشد تا احمدی نژاد آمد و نام امام زمان را در عرصه قدرت آورد. به همین دلیل من به او رویکرد پیدا کردم. نه این که گفتمان احمدی نژاد را من پذیرفتم مبنای گفتمان من در راهکارهای اجرایی و گفتمان احمدی نژاد متبلور شد.
بر گرديم به انتخابات؛ حضور خانم ها در حمایت از کاندیداهای دیگر از جمله آقای موسوی و کروبی ، حضور بالا و حتا بيش‌تر از آقایان است ولی در حمایت از آقای احمدی نژاد چنین نیست، حتی خود شما هم ایشان را در ديدارهاي مردمي هم همراهی نمی‌کنید و اگر مطلبی یا انتقادی باشد از خانه می نویسید. چرا؟
 حضور خانم ها در جبهه مخالف که باز هم من میگویم جبهه دشمن؛ آن خانم ها ابزارهایی هستند که حرکت داده می شوند عروسک های کوکی هستند که کوک می شوند که بیایند، خود همسر یک نامزد انتخاباتی وقتی می آید در کنارش می نشیند این نشان از چه دارد؟ نشان از اندیشه گری یک زن دارد؟! نشان از آزادگی یک زن دارد؟! نشان از استقلال رای و نظرش دارد؟! ساکت و صامت بیاید بنشیند، گاهی اوقات دست‌هایشان را در هم کنند، بالا کنند. این حرکات که آقای موسوی و همسرشان انجام می دهند به سبک حرکات کمونیست‌های اول انقلاب و به درجات خفیف‌تری منافقین انجام می‌دادند. «کمونیست‌ها» که محرم و نامحرم برایشان فرقی نمی‌کرد و منافقین هم مثلا به اصطلاح، محارم دستانشان را در هم مي‌كردند و بالا مي‌بردند. حالا یک پیرمرد 68 ساله و خانمش هم که لابد سنش در همین حدود است، اين حركات را در منظر عموم اجرا مي‌كنند. این حرکات ابزار است، این‌ها همه عروسک کوکی هستند. خانمی روزی سر دست می‌شکند برای هاشمی رفسنجانی، بعد اصلاح طلب می شود برای آقای خاتمی و بعد حالا می آید زیر مجموعه ميرحسين موسوي. این ها عروسک های کوکی هستند که آقایان کوکشان می کنند بروند در معیت این در معیت آن. یا خود فائزه هاشمی که دیگر شهره شهر است که ایشان هم در این طرف كوك مي‌شوند و البته ایشان را علاوه بر پدرشان در  خارج از کشور هم کوک می ‌كنند. به عبارتي ايشان دو تا کوک دارند یا کوک مشترک است، نمی دانم! و این که دور آقای احمدی نژاد نیستند چون ايشان شخص مستقلی هست و تا آنجایی که من دارم دفاع می‌کنم براساس شناختم شخص آزاده ای هست. انسان ها را در بند نمی‌کند، از انسان ابزار نمی‌سازد. به خاطر همین است که شما در بیشتر جاها خانم‌ها را هم همراهشان نمی‌بینید.
این تحلیل بیرونی من است. من از درون خبر ندارم، تحلیل بیرونی من هست که ایشان نمی‌خواهد از آدم ها ابزار بسازد. انسان را به عنوان یک انسان نگاه می کند. شاید یکی از دلایل مهم دفاع من از ایشان همین است. خود من هم که حضور ندارم یک دلیل مهم آن شاید همين دلیل باشد که من اصلا ابزار کسی نیستم که بخواهم بروم و خودم را ابزار کنم، گفتم دفاع گفتمانی. من اصلا شان زن را در این نمیدانم، شان زن همان کرامت و بزرگواری اش در خانه است و شان زن اندیشه گری او است، اندیشه آدم باید برود بیرون؛ حالا من اینجا ضروری می‌دانم که بگویم این همه خانم در این سی سال ابزار و عروسک کوکی آقایان شده اند چقدر توانستند پیامشان را اندازه من به جهان برسانند؟ درايران که هیچ!
و حالا اين تضاد از عمل‌كرد اينان در ذهن من ايجاد شده است كه چه‌طور چهار سال وقيح‌ترين اهانت‌ها نه به فاطمه رجبي كه اصلن به هم‌سر آقاي الهام، هيچ اشكال ناموسي ندارد اما بازگو كردن يك تخلف قانوني براي هم‌سر آقاي ميرحسن موسوي اشكال ناموسي پيدا مي‌كند؟
من بارها گفته ام که فتنه های اموی در مورد احمدی نژاد اجرا می شود. واقعا فتنه‌های الان، فتنه های اموی و فتنه‌های عمروعاصی است که امیرالمومنین را بر سر دوراهی گذاشتند. یا قرآن بر سر نیزه را قبول کن یا اینکه ما با تو می‌جنگیم که حالا مشهور است امیرالمومنین فرمودند من قرآن ناطقم؛ کسی قبول نکرد ولی قرآن کاغذیِ سرنیزه را قبول کردند؛ حکمیت را یا بپذير یا ما با تو می‌جنگیم. وقتی که امیرالمومنین حکمیت را پذیرفتند باز ایراد گرفتند که چرا شما پذیرفتید؟ خوارج از همان جا یعنی همان هایی که گفتند شما باید حکمیت را بپذیرید، شکل گرفت. الان احمدی نژاد را با همچنین فتنه‌هایی روبرو کردند. یک مدرکی را از دور نشان دادند یک خانمی که عکسش محجبه هم هست از دور نشان دادند و به عناون یکی از موارد فسادی که همین آقایی که نامزد ریاست جمهوری هست و خودش را از مفاسد خیلی بری می داند مطرح کردند. این به ناموس چه ارتباطی دارد؟ آیا مثلا عکس خدای نکرده خانوادگی را نشان داده بودن؟ آیا مسائل خصوصی، مسائل اخلاقی را مطرح كردن؟ خب این آقا خانمش را با حجابی بسیار بدتر از این می برد در صحنه ها می گرداند. این خانم با حجابی بسیار بدتر از این می‌نشیند در کنار ایشان دست همدیگر را می‌گیرند بلند می‌کنند گل به گردن این ها می اندازند. من نمیدانم مرد به گردن این ها گل می اندازد یا زن؟ این ها با سوت و کف و در میان یک­چنین آدم هایی نشان داده مي‌شوند.  وقتي آقاي موسوي خانمش را می چرخاند آن جا  ناموس مطرح است یا مدرکی را که طبق قوانین جمهوری اسلامی، یک عکس کاملا استتار شده به قول معروف، در روی آن هست و به عنوان سند رانت‌خواری و فساد مطرح می‌شود؟ نه فساد اخلاق، آن‌هم فساد گرفتن یک مدرک جعلی در پاسخ به همان سوالی که آقای موسوی می‌کند که شما کردان را با مدرک جعلی پذیرفتید، در حالي كه آقاي احمدي‌نژاد می‌خواهد بگوید این مدارک در دل خانواده های خود شما وجود دارد. این جا ناموس کجا ضربه خورده است؟ تازه آقای رییس جمهور که اصلا اسم این خانم را نبردند. خود آقای موسوی بهره برداری کردند و گفتند خانم من، برایتان لابد افتخار بوده که گفتید خانم من دارای همچنین مدرکی هست بعد هم خیلی جالب هست، من در اینجا با وجود اينكه به سوال شما مربوط نیست ولی بگويم که این آقا با تکبر و نخوت و از همان فرهنگ آقای هاشمی، می‌گویند خانم من بزرگترین زن روشنفکر ایران هست. چه کسی همچنین درجه ای به ایشان داد؟  بزرگترین روشنفکر کسی است که در استقبال از شیرین عبادی می‌رود پای پلکان هواپیما؟ احتمالا خانم شیرین عبادی همچنین درجه ای به ایشان داده و از نظر آقای موسوی و خانمشان خانم شیرین عبادی بزرگترین زن روشنفکر ایران بوده. واقعن اهانت و اشكال به ناموس كدام است؟ این که چهار سال یک مردی را به جرم این که همسر محجبه اش -که کمترین حضور را دارد و کمترین مدرک را تا الان الحمدلله نداشته که در هیچ عرصه ای نقطه ضعف بشود- برایش به جرم آزادی بیان و آزادی قلم بمباران کردن و يا مطرح كردن يك خلاف قانوني!  این سوال را واقعا آقاي موسوي جواب بدهد كه خود ايشان بدترین امتحان ها را داشت. با آن اطلاعیه ای که به اصطلاح در دفاع از من داد در حقیقت همه مردم را وادار کرد که آن مزخرفات ابراهیم نبوی را که به عنوان طنز علیه من نوشته بود را بخوانند و من به ايشان  پیغام دادم و گفتم که من هرگز میرحسین موسوی را به خاطر این تخریب گری علیه یک زن مسلمان نخواهم بخشید که تو یک زن مسلمان را آن جا كه ناموس را باید رعایت می‌کردی در قلم هرزه نویس فراری ضد اسلامی، معرض حمله قرار دادی و مردم را با اطلاعیه منافقانه‌ای که ظاهرا در دفاع از من بود، تحریک کردی بروند آن مزخرفاتی که او علیه من گفته بود بخوانند. من واقعا فکر میکنم جز نفاق و دروغ پردازی در این آدم ها و به خصوص متاسفانه شخص میرحسین موسوی هیچ چیزی دیده نشد. من حالا همین جا هم میگویم من به عنوان یک زن مسلمان مقاله ای هم نوشتم كه من یک دانشجوی ستاره دار دولت موسوی هستم. دولت موسوی من را در کارشناسی ارشد سال 67 كه قبولی کتبی شدم را  به دلیل این که هم خط و هم جهتشان نبودم مردوده اعلام کردند. کاش آقای رییس جمهور از این موضوع اطلاع داشت و آن شب که بهشان می‌گفتند دانشجوی ستاره دار، فاطمه رجبی را می گفت. نمیدانم اولین دانشجوی ستاره دارشان بودم یا چندمین!
آیا به آقای الهام در دولت بعدی پستی داده می شود و با اين‌همه مشكلاتي كه از اين طريق براي شما ايجاد شده است، این اصلا برای شما مهم است؟
 من امید دارم بعد از تشکیل دولت آقای احمدی نژاد در دور دوم در صورت پیروزی که ما از خدا میخواهیم چنین چیزی را، واقعا آرزو دارم كه آقای دکتر الهام دیگر پستی نداشته باشند. به دلیل این که اگر ایشان پستی نداشته باشند هم من هم ایشان خیلی بستر حمایتی بیشتری پیدا میکنیم. این همه تخریب به خاطر من، از طرف خانم ها و آقایان فمنیست نمی شوند. یعنی من آزاد می‌شوم برای این که حرف خودم را بزنم حالا آن زمان حرفم حمایتی خواهد بود یا انتقادی خواهد بود. خود ایشان هم خیلی آزاد می شوند چون الان وقتی می خواهند دفاع کنند انگار دارند از منافع خودشان حمایت می‌کنند در صورتی که اگر در دولت حضور نداشته باشند خیلی راحت ایشان دفاع های خوب حقوقی سیاسی و قانونی میتوانند بکنند که الان متاسفانه مقداری در سانسور و اختناق به سر می برند؛ چون متهم می شوند به این که عضوی از دولت هستند. فکر میکنم که هر دوی ما خیلی راحت می‌شویم در مواضعمان و من ان­شاء الله در صورت رای آوردن این را مکتوب از آقای رییس جمهور می‌خواهم و در اختیار مردم هم می‌گذارم که با ندادن پست به آقای دکتر الهام کمک به من کنند  و این دیگر ممنوعیت را برمیدارد. چون من در این مدت هم خیلی در فشار بودم علاوه بر مخالفین از بعضی کسانی که خودشان را بدون هر جایگاهی طرفدار حساب می‌کنند و فشار می آورند که علیه آقای فلانی حرف نزن. به نظر من اگر آقای احمدی نژاد پستی به آقای دکتر الهام ندهند کمک بسیار زیادی به آزادگی من کرده اند! در هر صورت چه من مواضع انتقادی داشته باشم نسبت به دولت ایشان و يا دفاعي، به خاطر اینکه شوهرم پستي در اين دولت دارد، دیگر در سانسور قرار نگیرم. در هر صورت من چه دولت رای بیاورد چه نیاورد؛ علیه مافیای قدرت و ثروت تا آخرین نفس، تا وقتی که به چوبه دار نسپردنم حرف خواهم زد!
با آرزوي موفقيت براي همه‌ي آناني كه مدافع حقيقت هستند از شما براي وقتي كه براي ما گذاشتيد ممنونم!
من هم از شما تشكر مي‌كنم.



جمعه 22 خرداد1388 - 23:43 |

در رسانه ها

 
ستون « جادوی عدد »/ روزنامه قدس
ناگفته های روز / پارسی بلاگ
من در آفتاب!
من در ویکی پدیا!
گزارش جوان از حضور «روایت عشق» در نگارخانه رضوان/ ماهنامه جوان
من در پارسی یار!
من در کلوب!
حسی به وسعت شهروندان/ سایت شهربهشت
روايتي ديگر از ديدار دانشجويان مشهدي با رهبر ؛ خنده و گريه ، فرياد و سكوت / روزنامه قدس
بانک اطلاعات نشریات کشور
40دقیقه با «مهندس جوان»/ ماهنامه جوان
گروه اصلاح طلبان تحول خواه
تبار شناسی یک نسل خسته: شما جوانان روغن نباتی هستید!/ نشریه مکتوب
گزارشي از اختتاميه جشنواره تلخ و شيرين دانشجويي
جشنواره نشریات تجربی در مشهد برگزار شد
حضور رسانه ها در دومین همایش ملی پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه
کلوبلاگ
روزي که مردم درهاي دانشگاه را گشودند
وابستگي به سنتها، مهمترين شاخص خانواده ايراني / پرونده روزنامه قدس
عشق در تالار شيشه اي/ پرونده روزنامه قدس
 

گالري تصاوير

 
برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید
 

آب و هوا

 
 

آمار سايت