تبليغاتX
حسنی سعادت - صداي اين بچه ها را بي پاسخ نگذاريد
 

  فارسي    العربيه   English  RSS 
جستجو: 

صداي اين بچه ها را بي پاسخ نگذاريد

 گزارش/ شماره مطلب: 595

"تنها يك ورق و يك خودكار مي خواهيم. چند روز است قبول نمي كنند كه به ما بدهند. مي خواهيم براي معاون زندان ‏نامه بنويسيم. جوابمان را نمي دهند. ده نفر در يك سلول زنداني هستيم. غذايمان خيلي بد است. هواخوري نداريم. توجهي ‏به ما نمي كنند. سر نمي زنند كه ببينند زنده ايم يا مرده. ما هم مجبوريم از جانمان مايه بگذاريم تا اينكه به خواسته ‏هايمان توجه بكنند. هيچ راه ديگري نداريم".

اين آخرين جملات محبوبه كرمي،روزنامه نگار و فعال حقوق زنان است در اولين و آخرين تماسي كه از زندان اوين و ‏قبل از آغاز اعتصاب غذاي خود، با مادرش، خانم "مساعدي" داشته است. ‏

مادر محبوبه كرمي در گفتگو با روز از وضعيت دخترش اظهار بي اطلاعي مي كند و مي گويد: "روز يكشنبه بود كه ‏تماس گرفت وچند ثانيه حرف زد و گفت: مادر من چاره اي ندارم جز اينكه اعتصاب بكنم تا اينكه صدايم را به اين ‏مسئولين بي مسئوليت برسانم. راه ديگري ندارم. من هم گفتم: محبوبه! نه اين كار را نكن! اما جواب نداد و تلفن هم قطع ‏شد. از آن روز كه يك هفته پيش بود،هيچ خبري از محبوبه ندارم". ‏

چگونگي بازداشت محبوبه كرمي را از مادرش مي پرسم. مي گويد: "محبوبه در ملاقاتي كه با برادرش در زندان داشته ‏براي او تعريف كرده كه« توي اتوبوس نشسته بودم. لباس شخصي ها خواستند اتوبوس را نگه دارند. راننده توقف نكرد ‏و در نتيجه انها در را شكستند و شروع كردند به زدن يك جوان بيست و شش هفت ساله. داشت مي مرد. همه سر و ‏صورتش خوني شده بود. من هم گفتم آقا ! تو رو خدا چرا اين بيچاره را مي زنيد؟ مگر چكار كرده؟ مگر هم وطن شما ‏نيست؟ اينها را كه گفتم، جلو آمدند و شروع كردند به كتك زدن من و كشيدنم به بيرون اتوبوس. حتي كفشم در اتوبوس ‏جا ماند و لباسهايم را هم پاره كردند. اجازه ندادند كفشم را پايم كنم و همينطوري من را به بازداشتگاه بردند...» دخترم ‏هم اكنون در بند 209 اوين زنداني است و از آن روز كه او را گرفته اند،من حتي يكبار هم او را نديده ام". ‏

اما چرا برغم سپري شدن حدود يك ماه از بازداشت اين فعال حقوق زنان، براي آزاديش اقدامي صورت نگرفته؟خانم ‏مساعدي مي گويد: "محبوبه خودش بيست روز پيش گفت كه تمام بدنم كبود شده و گفت كه يك خانم پزشكي هم است كه ‏وضع چشمهايش نامساعد است. آنها بي گناهند. من به عنوان مادرش اين را نمي گويم؛چون در زندگيمان ما هميشه ‏صداقت داشته ايم و حقيقت را مي گوييم. محبوبه تنها كاري كه كرده اين بوده كه خيلي محترمانه به لباس شخصي ها ‏اعتراض كرده كه چرا آن جوان را مي زنند. همين. هر چند مطمئن نيستم اما به عقل خودم،آنها مي خواهند تا آثار ‏كبودي بدن بچه ام پاك بشود و بعد او را آزاد كنند". ‏

چه پيگيريهايي براي آزادي وي انجام شده است؟ مادر اين زنداني مي گويد: "خانم عبادي وكيل ايشان است و البته هنوز ‏اقدامي انجام نداده اند. چون در خارج بودند. الان هم آقاي پور بابايي از كانون مدافعان حقوق بشر وكيل محبوبه است و ‏ايشان هم اجازه ملاقات و مطالعه پرونده را پيدا نكرده اند". ‏

خانم مساعدي در ادامه از وضعيت بيماري خودش هم سخن مي گويد: "من تازه جراحي كرده ام و در حال حاضر ‏خوابيده ام در خانه. ده روز است كه از جايم بلند نشده ام". ‏

و در خاتمه مادر محبوبه كرمي به مسئولان چنين مي گويد: "يك توجهي به محبوبه ها بكنيد. به خدا قسم اين بچه ها،اين ‏خانم ها حيف اند بروند زندان. جاي آنها زندان نيست. ما همه هم وطنيم،اين نوع معامله كردن با هم وطن،شايسته يك ‏ايراني نيست. شايسته يك انسان نيست. من انتظار دارم نه فقط محبوبه،بلكه تمام محبوبه ها را به دادشان برسيد و ‏صدايشان را بي پاسخ نگذاريد". ‏




یکشنبه 23 تیر1387 - 20:15 |

در رسانه ها

 
ستون « جادوی عدد »/ روزنامه قدس
ناگفته های روز / پارسی بلاگ
من در آفتاب!
من در ویکی پدیا!
گزارش جوان از حضور «روایت عشق» در نگارخانه رضوان/ ماهنامه جوان
من در پارسی یار!
من در کلوب!
حسی به وسعت شهروندان/ سایت شهربهشت
روايتي ديگر از ديدار دانشجويان مشهدي با رهبر ؛ خنده و گريه ، فرياد و سكوت / روزنامه قدس
بانک اطلاعات نشریات کشور
40دقیقه با «مهندس جوان»/ ماهنامه جوان
گروه اصلاح طلبان تحول خواه
تبار شناسی یک نسل خسته: شما جوانان روغن نباتی هستید!/ نشریه مکتوب
گزارشي از اختتاميه جشنواره تلخ و شيرين دانشجويي
جشنواره نشریات تجربی در مشهد برگزار شد
حضور رسانه ها در دومین همایش ملی پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه
کلوبلاگ
روزي که مردم درهاي دانشگاه را گشودند
وابستگي به سنتها، مهمترين شاخص خانواده ايراني / پرونده روزنامه قدس
عشق در تالار شيشه اي/ پرونده روزنامه قدس
 

گالري تصاوير

 
برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید
 

آب و هوا

 
 

آمار سايت