تبليغاتX
حسنی سعادت - آيا پايه هاي نقد تا بدين حد لرزان است؟
 

  فارسي    العربيه   English  RSS 
جستجو: 

آيا پايه هاي نقد تا بدين حد لرزان است؟

 / شماره مطلب: 115

به دنبال انتقاد هاي اخير از دکتر عبدالکريم سروش و پاسخ هاي تند وي به منتقدين، 21 نفر از اعضاي شوراي مرکزي وعمومي سابق وشوراي مرکزي دفتر تحکيم با ارسال نامه سرگشاده اي به وي، ضمن تقدير از نقش او در غلبه بر"سرمايجانکاه جمود و تحجر بر ديوارهاي دانشگاه" از وي پرسيده اند: "آيا تمام نقدهايي كه بر شما ميرود طعن طاعنان است و هيچكدام حظي ازحقيقت نبرده اند؟ آنگاه كه شما نيز چنين كنيد به كجا مي توان تکيه کرد و آيا پايه هاي نقد در اين ديار تا بدين حد لرزان است؟"

نويسندگان نامه با اشاره به اينکه "نام عبدالکريم سروش نام استاديست که شاگردانش بعد از رفتنش به دانشگاه آمده اند" از جمله نوشته اند: «ما از شما آموختيم که مشفقانه نقد کنيم وبراي بزرگ شدن ناممان، بزرگي نام کس نهان نکنيم، از شما آموختيم که اگرپيشينيان ما در دوردست تاريخ ديواري بنا کرده اند براي ساختن عمارتي نو آن را خراب نکنيم، کژي وکاستي هايش بر گيريم وخشت بر آن بنهيم. از شما آموختيم چشم بر انگيزه ها ببنديم وانگيخته ها را نقد کنيم.شما ميان تندخويي و طغيان برايمان ديواري کشيديد وبه ما آموختيد که در آن سالهاي سکوت چگونه طغيان کنيم وفرياد آزادي سر دهيم، پيش از آنکه "شعارهاي آزادي" زينت بخش عکس هاي تبليغاتي شود، اين نام را از شما شنيده بوديم، پيش از آنکه "درود بر مخالف من" تزيين بي عملي هاي سياسي شود، عينيت نقد منصفانه را در کلام شما جسته بوديم.اينک چه مي شود که استاد ما آن کلام شيرين بر زمين نهاده ودر نقد نظر ديگري بر حافظه وصداقت و علم او خرده مي گيرد؟»

در ادامه نامه مي خوانيم: «شما خود يكي از قربانيان حذف دگراندبشان از دانشگاه هستيد اما طرح اين سوال كه در آن روزگاران كه "حذف اغيار" در اين كشور تبديل به قانون شد و اعتراض بر آن بي قانوني و مستوجب تنبيه، شما چه ميكرديد سوال نابجايي نمي تواند باشد، در آن روزها بسياري از آنان كه فهميدن گناهشان بود و مبارزه كردن منفعتشان از دانشگاه بيرون رانده شدند. ولي شما نشديد و دست کم براي مدت کوتاهي معتمد بوديد ومانديد، اكنون آيا زير سوال بردن حافظه آنها پاسخ مناسبي براي پشت در ماندگان است ؟ آيا همه آنها كه به گذشته شما نقبي ميزنند و نقدي ميكنند به قصد تكفير شما چنين ميكنند؟ آيا همه را ميتوان كذاباني خام درسوداي نام دانست آنها كه خود از نام آوران اين ديارند؟ شما زماني خود هشدار داده بوديد كه مبادا طعن طاعنان و منع مانعان ما را از گام زدن در مسير چشمه ساران حقيقت باز بدارد آيا تمام نقدهايي كه بر شما ميرود طعن طاعنان است و هيچكدام حظي ازحقيقت نبرده اند ؟آنگاه كه شما نيز چنين كنيد به كجا مي توان تکيه کرد و آيا پايه هاي نقد در اين ديار تا بدين حد لرزان است؟ براستي آيا همه نقشهايي که بر لوح دوره کوتاهي از پيشينه استاد مي زنند، برآب است؟و ما تا بدين حد سرگردان كه آنها كه طريقت به ما نشان مي دهند خود به وقت عمل در وادي تاريکي فرو مي غلطند؟ در ابتداي کلام آورديم که درسهاي شما دانشگاه را دوباره زنده کرد، پس گفتن توصيفي درباره آن فضاي مردگي چيزي از استاد ما نمي کاهد».

اعضاي تحکيم با اشاره به اينکه نوشتن اين چند سطر براي آن بود" تا به استادمان نشان دهيم درسهايش را فرا گرفته ايم" افزوده اند: «ما که در طول يک دهه در انجمن هاي اسلامي دانشجويي بهترين روزهاي جواني مان را سپري کرديم ودر طول تنها يک ده، "سياست بازان" بسياري از آرزوهايمان را در مقابل ديده گانمان زنده به گور کردند، اينک تنها همان ديده گان نظاره گر برايمان مانده است که هر روز شاهد رفتن به سمت نقطه نامعلومي باشيم.لذا نمي خواهيم با طرح پرسشي اين چنين براي خود نامي فراهم آوريم، چرا که در اين سرزمين که مردم به صليب معيشت ونان و بودشان مصلوب شده اند، پرسيدن سئوال شاگردي از استاد نام نمي آورد، اما هنوز آنقدر اميد برايمان مانده که آرزوي آمدن روزي را کنيم که انديشه انسانها نقد شود نه انگيزه آنها.هنوز ذره اي اميد ما را به رفتن و نماندن وا ميدارد و پس ازسالها فهميده ايم که ازآيينه بپرسيم نام نجات دهنده را».

امضا کنندگان اين نامه عبارتند از: سياوش افضلي، مهدي اميني زاده، مجتبي بيات، ثمينا رستگاري، علي سياسي راد، حجت الله شريفي، رئوف طاهري، وحيد عابديني، مهدي عربشاهي، علي عزيزي، هادي کحال زاده، بهرام فياضي، احمد مدادي، فريد مدرسي، عبدالله مومني، سيد سراج الدين ميردامادي، علي نکونسبتي، علي وفقي، محمد هاشمي، بهاره هدايت، حنيف يزداني.




پنجشنبه 31 خرداد1386 - 23:59 |

در رسانه ها

 
ستون « جادوی عدد »/ روزنامه قدس
ناگفته های روز / پارسی بلاگ
من در آفتاب!
من در ویکی پدیا!
گزارش جوان از حضور «روایت عشق» در نگارخانه رضوان/ ماهنامه جوان
من در پارسی یار!
من در کلوب!
حسی به وسعت شهروندان/ سایت شهربهشت
روايتي ديگر از ديدار دانشجويان مشهدي با رهبر ؛ خنده و گريه ، فرياد و سكوت / روزنامه قدس
بانک اطلاعات نشریات کشور
40دقیقه با «مهندس جوان»/ ماهنامه جوان
گروه اصلاح طلبان تحول خواه
تبار شناسی یک نسل خسته: شما جوانان روغن نباتی هستید!/ نشریه مکتوب
گزارشي از اختتاميه جشنواره تلخ و شيرين دانشجويي
جشنواره نشریات تجربی در مشهد برگزار شد
حضور رسانه ها در دومین همایش ملی پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه
کلوبلاگ
روزي که مردم درهاي دانشگاه را گشودند
وابستگي به سنتها، مهمترين شاخص خانواده ايراني / پرونده روزنامه قدس
عشق در تالار شيشه اي/ پرونده روزنامه قدس
 

گالري تصاوير

 
برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید
 

آب و هوا

 
 

آمار سايت